تبليغاتX
شهدا

راز دل

   

 

  

 

راز دل بر هر كه گفتم فاش كرد

خواجه را در بين جمع رسواش كرد

 تير ه شد بختش كه با هر دوستى

كج نشست و دم زهر پرخاش كرد

 

 

نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 23:1

شوق ديدار( شعر ديگري از شهيد جلوداري كه در نوجواني سروده شده است)

 

پرپر شده‏ام بلبل خوش خوان بازآى‏                    شد فصل بهاران به گلستان بازآى

ديده نرگس خسته به ره توست دلا                        بر سر شاخ سمن نغمه سرايان بازآى

شوق ديدار تو دارند همه خسته دلان‏                    سوى اين خسته دلان اى مه تابان بازآى

ديده امت محزون تو از شوق وصال                        گريان شده چون ابر بهاران بازآى

كور شد ديده يعقوب زفراق رخ تو             سوى يعقوب تو اى يوسف كنعان بازآى

بر خيز و بيا و رهبرى كن امت                                    اى آيت سرورى به ايران بازآى

سرگشته و حيران شده‏ايم در وادى                                     ما را تو رها كن از بيابان بازآى

برخيز و بيا قافله سالارى كن                                       بر گير علم به جمع ياران بازآى     

       بگذار قدم بيا تو اندر بر ما                                               شد مهبط تو قلب دليران بازآى

ماييم ستمديده به فرياد برس                                               كن مرحمتى زراه احسان بازآى

زخم اين امت مظلوم دگر كهنه شده                       مرهم زخم توايى اى شه ايمان بازآى

بگذار قدم به تربيت منتظران‏                                       اى اماما تو به گلزار شهيدان بازآى

گل در قدمت نثار خواهيم كردن‏                                   جان بهر تو مى‏كنيم به قربان بازآى

تو بيا ما همه سرباز تو ايم روح الله                               به ديار عاشقان عرصه شيران بازآى

ماييم به سر وعده و پيمان بر حقى                              كن عزم سفر به سوى ياران بازآى

از غرش گلبانك ندايت كردى                                     خصم دوم محو و تو حيران بازآى

بر خيز بيا و با امر خدا                                                 تشكيل بده دولت قرآن بازآى

بازآى، بازآى كه جانمان رفت زكف                        اى روح خدا به جسم ياران بازآى

نوشته شده توسط مجنون در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 20:11

مژده

                             -

 

آب زنيد راه را چونكه نگار مى‏رسد

مژده دهيد باغ را چونكه بهار مى‏رسد

 خبر دهيد باغبان تا كه گل افشان بكند

مژده دهيد نرگسان، دستان هزار مى‏رسد

 ناله يار مى‏رسد رعد گران مى‏رسد

غرش گلبانگ خمين صيحه يار مى‏رسد

 لشكر كفار ببين همچو ستاره بى شمار

ليك همه محو شدند چونكه نهار مى‏رسد

 چند خدا خير كنيد كه صاحب الامر رسيد

مژده دهيد به روحتان كه تكسوار مى‏رسد

شهید زمان الله

نوشته شده توسط مجنون در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:24

وصیت نامه شهید زمان الله جلوداری

    «بسم الله الرحمن الرحيم»

 

 تاريخ وصيت نامه: 1365/9/29

 محل جبهه: جنوب‏

 استان: فارس‏

 شهرستان: فيروزآباد

 وصيت نامه: زمان الله جلودارى فرزند نصراله شهرستان فيروزآباد

 (و لئن قتلتم فى سبيل الله  او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجعمون و لئن متم او قتلتم لالى الله تحشرون).

    (قرآن كريم سوره مباركه آل عمران 157 و 156)  وصيت مى‏كنم با نام يزد     كه تا نيكو رسد آنش بپايان

   به نام قادر دانا و خداى بى همتا و يكتا كه سيرت نيك آفريد و صورت زيبا و جهان را به بهترين وجه بياراست. سلام بر او كه معشوق عاشقان دلباخته است و محبوب شيفتگان در كاهش. سلام بر آن حضرت حقى كه همه از اوئيم و به سويش خواهيم رفت. همچنانكه در قرآن كريم آمده است كه "انا لله و انا اليه راجعون". خداوند اين را براى من آنچنان قرار ده كه روسپيد به سوى تو آيم. سلام اين شهيد شيفته و خسته‏دل بر آن محبوبى كه شهادت را سعادت قرار داد، بر روندگان راه عشق و سير و سلوك انسانى. اى مجيمن و اى اول الاولين و اى آخر الاخرين اى نور و اى قدوس ، آنچنان بزرگى كه هرگز به وصف نيايى و تمامى زبانها و قلمها عاجزند كه بتوانند گوشه‏اى از صفات تو را به زبان آورده و يا به كاغذ آورند و سلام بر آن ارحم الراحمينى كه پيامبران گرامى را براى هدايت و سعادت انسان فرستاد. درود اين شهيد بر تمامى آن بزرگواران از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) به خصوص بر حضرت خاتم محمد بن عبدالله (ص) كه بهترين خليفه خدا بر روى زمين قرار گرفت.

    خدايا تو پيامبران گراميت را براى سعادت و نجات ما فرستادى اما ما بندگان طاغى حق نشناختيم و فرمان بجاى نياورديم. از اين بابت عاجزانه تقاضاى عفو داريم به خصوص اين عبد عاصى و گنهكار اى مهربانترين مهربانان. و درود و تهنيت اين حقير بر اوصاء معظم و جانشين رسول اكرم (ص) يعنى ستارگان آسمان و لايت ارواحد الله الفدا كه حجت حق اندر روى زمين و شافع ما در روز پسين و رحمت‏اند براى عالمين. سلام بر حضرت حسين (ع) كه پرچمدار آزادگان است و مصيبتى از مصيبت او بالاتر نيامده و نخواهد آمد. سلام بر خواهرش زينب كه پيام آور خون برادر بود و يريديان را رسوا ساخت. درود بر شهيدان كه راه سعادت را شناختند و جان خود را در آن راه باختند و به عند ربهم يرزقون رسيدند. و ما خاكيان   چه مى‏دانيم كه عند ربهم يرزقون چيست؟ و آنها كه بخواهند اين معنى را بدانند بايد قلم بشكنند و دم فروبندند.

    درود بر اين پروانه‏ها كه سوختند و صدايى از آنها به گوش نرسيد. و درود بر آنها كه شمع شدند در ظلمات. خدايا مقام چه كسى نزد تو بالاتر و الاتر از مقام شهيد است. مگر شهيد نزد تو چقدر ارج و بها دارد كه خود را خونبهايش قرار دادى و فرمودى كه «و من قتله و انادينه» و اما اى دوستان عزيز كه قدرتان را نشناختم و اى امت شهيد پرور بدانيد كه اين حقير كه بسوخت و برفت با چشمانى باز و با آگاهى در اين راه گام زد تا شايد خونم كه ناقابل است در ره دوست باعث رشد و كمال اسلام گردد و همچنين عده‏اى را كه هنوز در خواب غفلت بسر مى‏برند بيدار كند و آنها را كه بيدارند بيدارتر سازد. امت شهيد پرور شما را وصيت مى‏كنم به حركت در خط امام كه خط انبياست وصيتم به همكاران عزيزم يعنى مربيان تربيتى آن است كه اى مربيان بزرگوار كار شما مشكلترين و حساسترين كار است، كار بر روى انسان و نفوذ كردن در درون قلب متربى چه عمل مشكلى! بنابراين حساسيت امر و كار شما آنطور مى‏نمايد كه بايد اول خود مظهر اسلام باشيد و در وهله اوّل بايد عامل به عمل باشيد تا كارتان مقبول افتد. در غيره اين صورت كارتان بى فايده و آب در هاون كوبيدن است. درود و سلام بى پايان بر شما پدر بزرگوار و مادر مهربانم كه نمى‏دانم چه بگويم. و چگونه از زحماتتان تشكّر كنم اى مادر مهربان كه جانم فداى تو، اى كه بهترين و مهربانترين فرد هستى در روى زمين نسبت به فرزندش كه اگر فرزند نابخرد قلبت را هم به درد آورد باز قلبت ندا مى‏دهد كه آه دست پسرم گشت خراش، واى پاى پسرم خورد به سنگ. اى مهربان مادرم اى كه نامت «بهار» قرار گرفت و از عطر و بو و لطافتت در روح من دميدى، ببخش اين فرزندى را كه حق مادرى به جاى نياورد و گاهى اوقات تو را آزرده خاطر مى‏كرد. و شما پدر بزرگوار و ارجمندم اى كه بعد از حضرت حق بيشترين حق را بر فرزند دارى ، چگونه از شما تقاضاى عفو كنم در صورتيكه اين همه نافرمانى كرده‏ام و آنطور كه شايسته احترام بودى به جاى نياوردم، پدر بزرگوار و مادر عزيزم غم مداريد از اينكه فرزند حقير شما به لقاءالله پيوست چون همه مان خواهيم رفت اما چه بهتر كه در راه خدا و محبوب جان بدهيم "كل نفس ذائقة الموت " همه مردم طعم مرگ را خواهيد چشيد. پس مبارك باد بر شما اين فوز عظيم كه رو سفيد شديد در نزد خداى تبارك و تعالى و درود و سلام بى پايان خدا بر شما كه به عهد خود وفا نموديد و امانت خود را به نحو احسن به صاجبش تحويل نموديد و درود بر شما برادران بزرگوارم كه كوچكترين خدمتى براى شما نكردم و در عوض اين كه بالتان باشم بارتان بودم بخصوص برادر بزرگوارم امان اله كه زحمات وافرى برايم كشيدى كه نمى‏دانم چطور جبران كنم و بايد به بزرگوارى خودتان ببخشيد. برادران عزيزم در خط امام امت خمينى كبير ارواحناله الفدا حركت كنيد. و بسيار مراقب اعمال نمائيد كه بهترين توشه براى سفر آخرت عمل صالح است و پس در فراق برادرتان آسوده خاطر باشيد و غمگين مشويد و اين را بدانيد كه برادرتان تولدى  ديگر يافت پس جشن تولد بگيريد و شادى كنيد. از شما پدر و مادرم مى‏خواهم كه برادرانم را آنچنان تربيت كنند، كه به قرب الهى برسند، كسانى بشوند كه پرچم خونين برادر برگيرند و در خط شهدا گام گام بنهند و وادى سرخ شهادت را بپيمايند ، كسانى بار بيايند كه بتوانند براى امت اسلامى خدمتكار بشوند. (انشاءالله) و در اين زمينه برادر عزيزم امان اله نقش اساسى و به خصوصى دارد و اميدوارم كه در تربيت برادران و همچنين فرزندان خودش كمال جديت را بكند. و سلام بر شما خواهران دلسوز كه اين حقير شرمنده‏ام كه نتوانستم كارى براى شما بكنم و خدمتى هر چند كوچك به شما بنمايم. خواهران عزيزم زينب گونه باشيد و در غياب برادرتان عجز و ناله كم كنيد و در عوض پيام آور خون برادر باشيد. گر چه شما آرزو داشتيد روزى در حجله دنيايى برادرتان بنشينيد و شادى كنيد و اين آرزو در دلتان مانده اما آزرده خاطر نشويد و اين طلبتان باشيد و در سراى جاودان شادى نماييد كه اين جهان فانى است و به هيچ كس ماندگار نبوده و نيست، كه اگر رسول خدا هم باشى، خوشيها و لذت آن زودگذر است، اصل آن ديار است كه زندگى در آنجا معنى پيدا مى‏كند. و در اين خرابه بى معنى است و مجازى مى‏باشد. و از تمام قوم و خويشان مى‏خواهم كه مرا حلال نمايند و از همه آنها دعوت مى‏كنم كه فرزندانشان را به علم و ايمان مجهز سازند و همچنين از تمامى دوستان و آشنايان و اهالى زنجيران از بزرگ تا كوچك مى‏خواهم كه بنده را حلال نمايند و مورد بخشش قرار دهند اين حقير كه حقى بر كسى ندارم و همه هم به بزرگواريشان مى‏بخشم. در آخر تقاضايم از خانواده خودمان و تمامى قوم و خويشان اين است كه لباس عزا را براى مدتى كوتاه بر تن كنند و مى‏خواهم كه شهادت من خداى ناكرده جلوگيرى از كار خيرى نكند، از نظر محل دفن هر كجا هر كجا كه پدر و برادر بزرگم صلاح ديدند مى‏توانند دفن كنند و اگر مفقود الجسد شدم باز شكر خداى بجاى آوريد و آرام باشيد و بدانيد آنچه مهم است روح مى‏باشد و بدن هر كجا باشد مى‏پوسد و از بين مى‏رود و شهيد هر كجا باشد زنده است. از پدرم مى‏خواهم كه به هر طريقى كه مى‏دانند براى اين جانب يك ماه روزه بگيرند و يكسال هم نماز قضا به جا بياورند. وصيتم را با يك سخن مولا امام على(ع) خاتمه مى‏دهم كه فرمودند: «رحم الله رجل علم من اين وفى اين والى اين» خدا رحمت كند فردى را كه بداند از كجا آمده و در كجاست و به كجا خواهد رفت.

    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته «خداحافظ شما»

    «حقير شما برادر شهيد زمان الله جلودارى »

    تاريخ تنظيم وصيت نامه : 65/9/29

نوشته شده توسط مجنون در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:41

: درباره وبلاگ :

بسم الله الرحمن الرحیم
این وبلاگ به یاد و افتخار شهید زمان الله جلوداری و شهید رضا قلی نظری ایجاد شده است. امید وارم دل نوشته های مجنون مورد استفاده خوانندگان قرار بگیرد.
اشعارى از دفترچه ياد داشت شهيد زمان الله جلودارى

فراق يار

من را سلام گرم از محبوبم آرزوست‏
ديدار روى دلبر زيبايم آرزوست‏
هستم اسير خود و نيست چاره‏اى مرا
سيماى دل فريب (آن) جانانم آرزوست
در حسرتم كه چرا دور شدم زدل
من را دلى يگانه همرنگم آرزوست
اندر ديار غربتم حيران و لامكان
من را مكان در تربت گلنارم آرزوست
هست سالها كه گشته‏ام بى خبر زدوست
من را براى دلبر بينامم آرزوست
بال و پرم شكسته محبوس در قفس‏
اندر ديار آشنا پروازم آرزوست
گفتم به يار كه دلى راست مى‏خواهم (مى‏جويم)
كز ديو و دد ملولم‏و انسانم آرزوست
"نبود چنين قفس سزاوار عندليب
من را سرا در گلشن رضوانم آرزوست "

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386

: پيوندها :

رقص گلها
پاسخ به شبهات
دزفول ،‌آينده از آن حزب الله
كلمات عاشقانه خدا
تبيان
شيرين لبان عاشق
آبشار زندگي
روز وصال
نامهربون مهربون
سرگردان
رهپويان وصال
سایت
2
:: سرباز امام زمان ::

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman